من پس از گردبادی مخوف نشسته ام و بجای بر خواستن افسوس حصار های شکسته‌ی طویله را می‌خورم. درحالی که من گاو و اسبی نداشته‌ام که طویله به کارم بیاید. من نشسته ام و غصه عمر هدر رفته را می خورم در حالی که با غصه خوردن عمرم را هدر داده ام.

خیلی مسخره است نه!؟!

نوشته شده توسط عبید در سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۸۷ |