آری، آری، گفته ام اینجا

ماجراها گونه گون و رنگ وارنگ‌ست.

راهها بن‌بست،

عرصه‌ها تنگ‌ست.

هر شکستی قصه‌ای دارد، صدایی نیز.

و همیشه سنگ‌های آسمان‌ها را

با سبوهای زمین جنگ است.

هر شکستی قصه‌ای دارد، صدایی نیز.

زیر این گنبد صداها بیشتر پیچد.

این صداها گرچه می‌گویند

چون کمندی می‌شود، بی‌رحم و کافرکیش

تا به کیفر بیشتر برگردن آنکو

بیشتر بی‌رحم و کافرکیش‌تر پیچد.

لیک می‌بینی به چشم خویش

غلبا برکردن آن ناتوان‌تر کو

بیشتر درویش‌تر پیچد.

این دگر نقل و حکایت نیست.

و بگویم نیز و خواهم گفت

حسب حال است این، شکایت نیست.

هر حکایت دارد آغازی و انجامی،

جز حدیث رنج انسان، غربت انسان

آه!گویی هرگز این غمگین حکایت را

هرچها باشد، نهایت نیست.

نوشته شده توسط عبید در پنجشنبه دهم مرداد ۱۳۸۷ |