بگفتیم در باب احسان بسی ولیکن نه شرط است با هرکسی
بخور مردم آزار را خون و مال که از مرغ بد کنده به پر و بال
یکی را که با خواجهی تست جنگ بدستش چرا میدهی چوب و سنگ
برانداز بیخی که خار آورد درختی بپرور که بار آورد
کسی را بده پایهی مهتران که بر کهتران سرندارد گران
مبخشای در هر کجا ظالمی است که رحمت بر او جور بر عالمی است
جهانسوز را کشته بهتر چراغ یکی بردر آلش که خلقی بداغ
هر آنکس که بر دزد رحمت کند ببازوی خود کاروان میزند
جفا پیشگان را بده سربباد ستم بر ستم پیشه عدلست و داد