گاهی اوقات رفتارهای کوچک اثرات بزرگی دارند بزرگتر از تصور ما.اینکه من در این زمان و مکان قرار دارم معلول علل بسیار کوچکی است . نقاطی نا مشخص و یا شاید مشخص در طول زندگی که مسیری را برای من مشخص کرد و سرنوشت مرا اینگونه رقم زد.با اندکی تامل و تفکر در این 23 سال و یا شاید کمی بیشتر در می یابم که سرنوشت من در طی ثانیه هائی رقم خورد.انتخاب رشتهء دانشگاه , کار , عشق و ازدواج که شاید مهمترین اتفاقات زندگی هر فرد باشند با کوچکترین حرکات شکل می گیرند.همانطور که اثر پرونه ائی می گوید :ممکن است در اثر بال زدن یک پروانه در یک مکان در قسمت دیگری از مکانی دیگر طوفانی رخ دهد.همیشه آرزو می کردم ای کاش به گذشته بر می گشتم و قسمتهای کوچکی از زندگی خود را تغییر می دادم اما با دیدن فیلمی با نام اثر پروانه ائی دریافتم که  بازگشت به گذشته و اصلاح نقاط مایوس کننده آن اوضاع مرا لزوما بهتر نمی کند.شاید مسیر زندگی من پس از تغییر کوچکی در گذشته به نحوی تغییر می کرد که مرا به مکان و زمان دردناکتری می برد.کسی نمی داند یا حداقل من نمی دانم که اگر این مسیر را انتخاب را نمی کردم و در لحظات کوچک سرنوشت ساز زندگی راه دیگری را انتخاب می کردم الان در چه وضعیتی قرار داشتم.همان طور که در فیلم مذکور مردی که مدام با نقاط سرنوشت ساز زندگی خود در گذشته بازی می کرد خود را شرایط کاملا متفاوت و در اکثر اوقات بدتر می دید تا جائی که در انتهای فیلم وسیله بازگشت خود به گذشته را نابود کرد.شاید بهتر باشد بجای افسوس خوردن به گذشته و اعتراف به اشتباهات گذشته به این مطلب فکر کنیم که اگر ما راه دیگری را انتخاب می کردیم اکنون چه می شد و در چه وضعیتی قرار می گرفتیم ؟ کار سخت و مشکلی است اما شاید تحمل مشکلات کنونی را برایمان آسان تر کند.گذشته هرگز بر نمی گردد و حال در مسیر آینده هرگز نمی ایستد تنها Historyهائی از اعمال ماست که می ماند.و اکنون شاید در بهترین وضعیتی هستم که می توانستم باشم.بگذار به انتخاب و قوهء تشخیص خود در گذشته احترام بگذارم و فریاد بزنم من چقدر خوشبخت هستم.البته این کار فرو کردن کبک وار سر در برف نیست بلکه نگاهی به زندگی از زاویهء دیگرست.

همیشه این جمله را از SONY به یاد داشته باشیم که" زندگی دکمهء بازگشت ندارد".

نوشته شده توسط عبید در شنبه نوزدهم خرداد ۱۳۸۶ |