...دیروز با خش صحبت می‌کردم، رفتم روی منبر و کلی از این درو آن در حرف زدم. رسیدم به دعا. آخرین باری که دعا کردم و عمیقا چیزی از تو خواستم کی بود؟ به خش گفتم تا جای ممکن نباید دعا کرد نباید چیزی خواست زیرا که ممکن است ک.و.ن.ت حسابی پاره پاره شود و این اصلا خوب نیست. هرگز نمی‌شود به درستی از حقیقت امور آگاه شد هرگز نمی‌شود از چیزی خوشحال شد هرگز نباید از چیزی ناراحت شد. اصولا باید صبور بود صبری زیبا. حتی در ابراز احساسات هم باید صبر کرد و ابدا مثل خر فالوده خورده نبود. حتی زود هم نباید عاشق شد نباید دل بست چرا که هیچ چیز آن مزخرفی نیست که در نظر اول به چشم می‌آید.

نوشته شده توسط عبید در یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۱ |