دعا ها دو دستهاند دسته اول دعاهای تخمی و رفع تکلیف. مثلا اینکه بگویی خدایا همهی مریض ها را شفا بده یا خدایا همه جوانان را خوشبخت کن یا همه را به خواستههای دلشان برسان، این دعاها هرگز مستجاب نمیشود دلیلش هم مشخص است فلسفهی آفرینش به چخ میرود خود خدا هم اشاره کرده این دعاها را عمرن مستجاب کند در قرآن هم اشاره کرده از من نخواهید شما را آزمایش نکنم و از آنجا که بنظر بسیاری از علمای اسلام امراض و مصیبت و حتی نعمات اسباب آزمایش خداوند هستند یعنی همین آش است و همین کاسه. دستهی دوم دعاهای ریز و مشخص است برای مثال خدایا پولی نصیبم کن یا خدایا دردم را ساکت کن یا خدایا فلانی را فلان و... این دعاها هم اگر مستجاب شود نتیجهاش اصلا مشخص نیست چه بسا خواستی خداوند گره از کارت بگشاید گرهی دیگر فزون کرد یا چشمی برای اصلاحی ابرویی کور شد بقول شاعر:
ابلهی کردم که گفتم، ای خدای - گر توانی این گره را برگشای
آن گره را چون نیارستی گشود - این گره بگشودنت، دیگر چه بود
من خداوندی ندیدم زین نمط - یک گره بگشودی و آنهم غلط
یک چیزی میخواهی از خدا، اوضاع زندگیت بدتر از بد میشود. نمونهاش حضرت خودم که صادقانه و خاشعانه روی بدرگاهش مالیدیم و از عمق جان خواسته خود را مطرح ساختیم و حتی پابوس آقا تا سناباد هم رفتیم دعایمان مطابق میل مستجاب شد و نتیجهاش مصیبتی شد که سالهاست گریبان گیرمان شده و الحق که راست گفتهاند "این مصیبت را بدعا خواسته بود".
پن: نتیجه اخلاقی اینکه دعا نکنید و سرتان بکار خودتان باشد مگر یک دعا "خدایا لااقل تاب و توان تحمل بدبختی را به ما بده تا حتی المقدور مزاحم دستگاه عبودیتت نشویم"