تا سال پیش اهل تئاتر رفتن نبودم منظور اینکه پایم هم به سالنش نرسیده بود، چند باری از کنار تئاتر شهر گذشته بودم بنظرم ساختمان زیبایی داشت از معماری‌اش خوشم می‌آید اولین بار که با تئاتر دعوت شدم سال پیش بود هرچند نرفتم، یعنی رفتم ولی همان هایی که دعوتم کردند مرا پیچاندند بلیط کم خریده بودند و من بهترین گزینه برای حذف بودم، دایورت کردم بنظرم چیزی از دست ندادم چند ماه بعد بروبکس شرکت برنامه گذاشت بروند تیاتر(تیاتر را بیشتر از تئاتر دوست دارم) دعوت شدم و چون رئیس هم می‌آمد ضایع بود نروم البته صادقانه بگویم جو گیر شدم. رفتم و بسیار هم لذت بردم نظرم تغییر کرد و تصمیم گرفتم هر از چندی پایی به سالن تیاتر متبرک کنم. تیاتر رفتن برایم چیزی فراتر از دیدن نمایش بود، دیدن آدمهای تیاتری بنظرم خیلی جالبتر از خود تیاتر است دانشجویان ترم اول بازیگری ابرقو و حومه با موهای بلند و البته چرب با سبیل بلند آنهم نه سبیل کریم باقری سبیل فرانسوی، دخترهایی با لباسهای رنگین مثل لحاف چهل تکه‌ی مادر بزرگ پدری و البته چند نفری با کلاه های عهد حسینقلی خان. معمولا یک یا چند سیبیلوی سن بالا که تارهای سیبیلش را توی دهانشان خیس می‌کنند جایی بساط پهن کرده و عده‌ای از اصحاب هنر و تیاتر و ذوب شدگان در تیاتر پست مدرن و پری مدرن و مدرن خالی، دورش را گرد کرده‌اند انگار مثل فوتبالیست ها قصد دارند هم قسم شوند بترکانند. بگذریم. دو سه باری که پراکنده یکبار با این یکبار با آن به آستانه‌ی متبرکش مشرف شدیم به پیشنهاد یکی از دوستان گروهکی زیارتی سیاحتی تشکیل دادیم و قرار شد منسجم هر چهارشنبه برویم شعور هنریمان را زیاد کنیم و اگر پا داد سیبیل هم بگذاریم. رفتیم و هنوز هم البته می‌رویم. تیاترهایی هچل هفت و البته به قولی هنری و تیاترهای عامه پسند داغون و درپیت و البته لذتبخش. بعدش هم جلسه نقد و بررسی می‌گذاریم جای شما خالی سیگاری می‌زنیم چایی می‌نوشیم و در قاشق چایخوری نشانهای فمینیسم و البته ردپای صهیونیسم را کمثل آفتاب مردادماه می‌بینیم از بس که خفنیم. برادرجان تو هم می‌توانی کافی است فوتبال را حتی دیدنش را ترک کنی و سیگار را بجای چس دود مثل چپق صلح سرخپوستان دود کنی. برای تمرین روزی سه بار به شیرفلکه‌ی کهنه‌ی زنگ زده‌ی حیاطتان نگاه کن! اثری از پست مدرن ندیدی؟ از بس که خری.

پ‌ن: قبل از اینکه کفن پوشان بریزند بیرون باید عرض کنم منظور هتاکی به مقدسات هنری نظیر موسیقی و تیاتر و... نیست بل برخی چنان در هنر ذوب شده‌اند که از یاد برده اند هنر مخاطبش مردم است نه هنرمند و هنری که برای درکش داده‌ی اضافی و تخصصی نیاز باشد هنر نیست واگر هست برنامه نویسی هم از هنرهای والاست.

نوشته شده توسط عبید در چهارشنبه پنجم اسفند ۱۳۸۸ |