همان سوال کلیشه‌ای، چه احساسی داشتی؟ احساس نوجوانی بعد از آخرین امتحان سال سوم راهنمایی، احساس یک زندانی که درب زندان پشت رویش بسته می‌شود و او می ماند و یک دنیا آزادی. احساس ابدی بودن. احساس هوانوردی که از ارتفاع بلند می‌پرد و دلش می‌خواهد تا آنجا که می‌تواند بازکردن چترش را به تاخیر اندازد. احساس کافو وقتی که جام جهانی را بالای سر می‌برد. هر چند در بطن همه این احساسها بغضی نهفته دارم اما بگذار نهفته بماند.

پ ن: بقول عادل فردوسی پور تقابل اشکها و لبخندهاست که این بازی را زیبا می کند.

نوشته شده توسط عبید در جمعه هفدهم آبان ۱۳۸۷ |