دوش گرفتن هم لذتی بزرگ است بخصوص بعد از یک روز گرم و طولانی تابستان. آنهم برای آنکه شوخ از تن بزدائی. اما همیشه هم به این دلیل دوش نمی گیری بخصوص اگر تحت تاثیر فیلمهای سینمایی قرار گرفته باشی که در آن قهرمان بعد از کشتن جماعتی برای تمدد اعصاب و شستن خون و کثافات حاصل از نبرد شاید، یک دوش رمانتیک میگیرد و در اغلب اوقات سرش را هم بالا و به سمت دوش میگیرد تا آب درست و حسابی صورتش را نوازش دهد و البته گاهی اوقات کارگردان هم مجبور میشود برای گیشهها هم که شده کاری بکند، خواهی نخواهی الگو برداری میکنی و در ضمیر ناخودآگاهت تصور میکنی با دوش گرفتن میتوانی افکار آلوده و مزاحمت را به فاضلاب بریزی و آسوده خاطر شوی و آرامشی هر چند کوتاه بیابی، غافل از اینکه زندگی با فیلم سینمایی تفاوت فاحشی دارد و دوش هم که بگیری باز تو میمانی و یک ذهن کودن و یک دنیا علامت سوال.